ردّ  اعتبارنامه‌ي  پيشه‌وري در مجلس چهاردهم
ردّ  اعتبارنامه‌ي  پيشه‌وري در مجلس چهاردهم

سيد جعفرپيشه وري يکي از حدود ۸۰۰ نامزد نمايندگي اين مجلس در سراسر ايران بود که در آذربايجان وارد صحنه‌ي مبارزات انتخابات شد.

رحيم رئيس‌نيا

مجلس چهاردهم به رغم مجالس ششم تا سيزدهم – که کم وبيش ساخته و پرداخته‌ي  دربار پهلوي اول و نمايندگانشان بيشتر انتصابي و سفارشي بودند تا انتخابي و متکي به رأي آزاد انتخاب کنندگان – مجلسي بود تا حدي متفاوت با مجالس ادوار هشتگانه‌ي  پيش از خود. نمايندگان مجلس سيزدهم نيز به علت برگزارشدن انتخابات آن در اواخر دوران تک سالاري، دست‌چين شده‌ي  دستگاه انتخاباتي – انتصاباتي آن دوران بودند. تنها درماه‌هاي آخر مجلس دوازدهم بود که نمايندگان عادت کرده به سکوت و مجيزگويي و قيام و قعود کردن به اشاره، همچون نمايندگان رستاخيزي واپسين دوره‌ي  مجلس شوراي ملي، يعني دوره‌ي  بيست وچهارم که با ضربات انقلاب بهمن ۵۷ درهم شکست، به تدريج و حسابگرانه لب به اعتراض گشودند وبه ابراز مخالفت‌هاي دير هنگام مصلحتي و صوري و دوپهلو پرداختند. از جمله، به دليل عدم مشروعيت انتخابات دوره‌ي  سيزدهم، به علت سرهم بندي شدن آن در اواخر دوران سلطنت رضاشاه، خواهان لغو آن شدند. ليکن محمدعلي فروغي، که به دنبال شش سال مغضوبي ومعزولي، به استمداد خودکامه‌ي  درمانده پاسخ مثبت داده، با اتکا به سوابق و تجارب و روابط خود وآشنايي با رمزوراز و سازوکار سياست و سياست ورزي، به انتقال سلطنت از پهلوي اول به دوم و سروسامان دادن به امور درهم ريخته‌ي  دولت و ملت قبول مسئوليت کرده بود، با همراهي شماري از نخبگان سياسي، نمايندگان معترض را قانع نمود که لغو انتخابات مجلس سيزدهم، که اکثر منتخبانش کرسي‌نشين مجلس دوازدهم و مجالس پيش ازآن بوده اند، در آن اوضاع و احوال بحراني نه به صلاح مملکت است ونه به صرفه‌ي  خود آن‌ها.

   مجلس سيزدهم کم تر از دوهفته پس از پايان دوره‌ي  دوازدهم و درحدود دوماه پس از وادار شدن شاه قدرقدرت به کناره‌گيري از تخت و تاج، يعني در اواخر آبان ۱۳۲۰ افتتاح گرديد و دوره‌ي دوساله اش در اول آذر ۱۳۲۲ به سر آمد. دوره‌ي  مورد بحت با وجود گذشتن نمايندگانش از فيلتر دستگاه مميزي رضاشاهي و عضويت اکثر آن ها در مجالس سوت وکور آن دوران، به جهت جان گرفتن فعاليت هاي اجتماعي و سياسي درفضاي پر تکاپوي پس ازشهريور ۱۳۲۰ و ازميان برداشته شدن سرپوش خفقان بازدارنده، صحنه‌ي کشمکش‌ها و جناح بندي ها و شکل‌گيري فراکسيون هاي پارلماني شد که در ادوار بعدي به‌ويژه در دوره‌ي چهاردهم نقش تعيين کننده داشتند.

   مبارزات انتخاباتي مجلس چهاردهم که به قول يروند آبراهاميان « طولاني ترين، رقابتي ترين و بنابراين بااهميت‌ترين انتخابات ايران معاصر بود »، هفت ماه قبل ازپايان مجلس سيزدهم آغاز گرديد. کوهي کرماني هم از کليدخوردن انتخابات دوره‌ي چهاردهم چنين ياد کرده است: « پس از پانزده سال که انتخابات مجلس شوراي ملي را دولت دردست داشت، براي اولين بار رئيس دولت آقاي علي سهيلي اعلام داشت که انتخابات کاملا آزاد است … ».  سهيلي در اولين جلسه‌ي مصاحبه‌ي مطبوعاتي خود، که در روز ۵ ارديبهشت ماه ۱۳۲۲ درکاخ ابيض صورت گرفت، « با کمال صراحت لهجه مردم را اميدوار ساخت که دراين دوره مردم کاملا آزاد هستند که به طيب خاطر، هرکه را ميل داشته باشند، انتخاب و به مجلس شوراي ملي روانه سازند ». وي اعلام داشته که « من به اين نتيجه رسيده ام که بايد انتخابات کاملا آزاد باشد تا ملت به حق مسلم و قانوني خود برسد ومردم از حق خود استفاده کنند. دولت دو موضوع را درانتخابات درنظر دارد: يکي برقراري آرامش وامنيت کامل و ديگري جلوگيري و ممانعت از دسيسه بازي اشخاص». روزنامه‌ي اطلاعات، بيانات نخست وزير را اسباب خوش‌وقتي و مسرّت عموم مردم، به‌ويژه طبقه‌ي روشنفکر دانسته، اظهار اميدواري کرده است که « همان طور که اظهار کرده اند، عملا هم نهايت سعي واهتمام را نمايند که از هرگونه اعمال نظر و نفوذ اشخاص، به‌ويژه مأمورين دولت درامر انتخابات جلوگيري شود و انتخابات اين دوره تا جائي که ميسّر است بروفق منويّات ملت انجام گردد ». ناگفته نماند که سهيلي بعدها به اتهام دخل و تصرف درانتخابات به شکايت سيد مهدي فرخ، ليدر فراکسيون دموکرات مجلس چهاردهم به محاکمه کشيده شد.

   سيد جعفرپيشه وري يکي از حدود ۸۰۰ نامزد نمايندگي اين مجلس در سراسر ايران بود که در آذربايجان وارد صحنه‌ي مبارزات انتخابات شد. وي در اطلاعيه اي که در شماره‌ي مورخ ۱۵ مرداد روزنامه‌ي آژير درج کرده، اظهار داشته است که « در اثر فشار اغلب رفقاي نزديک خود اين وظيفه‌ي ملي را که حزب توده صلاح ديده است افتخار آن را به من بدهد، به عهده گرفتم و مي روم در آذربايجان، در آنجا که مشعل آزادي روشن شده و ايران را با نور مشروعيت منور کرده است، خود را کانديدا بکنم. اين بزرگ ترين افتخار من است، اگر حزب توده و رفقاي آزادي‌خواه آذربايجان بتوانند تصميم کميته‌ي مرکزي حزب توده را عملي کرده، مرا به مجلس بفرستند. من در خود آن قدر صميميت و ايمان سراغ دارم که بتوانم شهرت بلند آذربايجان را لکّه دار نکنم … »

   ازاين اطلاعيه چنين بر مي آيد که پيشه‌وري با وجود آن که مشکلاتي با حزب توده داشته، جزو کانديداهاي آن حزب براي نمايندگي مجلس بوده است. گزارش جلسه‌ي مورخ ۱۷ آذر ۱۳۲۲ « جبهه‌ي آزادي » هم که پيشه‌وري از بنيان گذاران وگردانندگانش بوده، حاکي از آن است که جبهه‌ي آزادي به نهادهاي مدني و مطبوعات مترقي آذربايجان اطلاع داده است که « آقاي جعفر پيشه وري، مدير محترم روزنامه‌ي آژير مورد علاقه و اطمينان مليّون و آزادي خواهان ايران، کانديد [اي] جبهه‌ي آزادي براي نمايندگي تبريز» نيز بوده است.

   انتخابات مجلس چهاردهم، در شرايطي که شمال و جنوب کشور در اشغال نيروهاي متفقين بود، برگزار گرديد. گذشته از نيروهاي متفقين در عين حال رقيب همديگر، يعني انگليس و شوروي که در مناطق تحت اشغال و نفوذ خود صاحب اختيار بودند و بي گمان چشم‌داشت‌هايي از مجلس ايران داشتند، طبقات و گروه ها و نهادهايي چون دربار،  دولت، استانداران و فرمانداران و فرماندهان  نظامي و متنفذان محلي و نمايندگان حاضر در مجلس و … نيز هر کدام خواهان گرفتن سهم خود از کرسي‌هاي نمايندگي اندک‌شمار مجلس در شرف تشکيل بودند. آذربايجان نيز مثل استان هاي ديگر کشور ميدان کشمکش نامزدان نمايندگي و پشتيبانان آن ها بود. در اين دوره، گذشته از نامزدان نمايندگان داراي حق آب گل در مجلس، نامزدان تازه نفسي چون نامزدان حزب توده، از جمله پيشه‌وري نيز به ميدان آمده بودند و همين امر با وجود حضور نيروهاي شوروي در شمال و نفوذ سياسي انگليس در جنوب ايران، برهيجان و حساسيّت انتخابات افزود. به گزارش کنسولگري انگليس در تبريز، در آستانه‌ي انتخابات گروهي از صاحبان صنايع که از نفوذ حزب توده‌ي مورد حمايت شوروي در بين کارگران بيمناک بوده اند، دست به دامن کنسولگري مي شوند. در صورتي که ملاکان، که از گردن‌نهي اکثريت دهقانان بر خواست‌هايشان مطمئن بوده‌اند، نگراني چنداني ابراز نمي‌داشته‌اند. صاحبان صنايع که از کمک انگليسي‌ها نوميد شده بوده اند، ۹ کرسي از دوازده کرسي تبريز را به نامزداني از زمين‌داران و وابستگان خاندان‌هاي اسم و رسم دار و تحصيل کردگان واگذار کردند. سه نامزد حزب توده با به دست‌آوردن بيشترين آرا به نمايندگي برگزيده شدند. در آن ميان، پيشه‌وري با به دست‌آوردن ۱۵۷۸۰ راي، پس از حاج زين العابدين رحيم زاده‌ي خويي، کارخانه‌دارِ داراي مناسبات حسنه با شوروي، دومين نماينده شناخته شد.

   با رسيدن تدريجي نمايندگان منتخب استان ها به تهران، مجلس چهاردهم  در ۶ اسفند ۱۳۲۲ افتتاح شد و با گردآمدن گروه هاي نمايندگان در گرد متوليان کهنه‌کار هم، هفت فراکسيون با ديدگاه‌ها و گرايش‌هاي مختلف در آن شکل گرفت که در مواردي بين بعضي از آن‌ها براي پيش‌بردن سياست خاصي، ائتلافي صورت مي‌گرفت. ائتلاف فراکسيون هاي اتحاد ملي طرفدار دربار، با فراکسيون ميهن، متشکل از نمايندگان منتخب حوزه هاي انتخاباتي تحت اشغال و نفوذ انگليس ها، هسته‌ي مرکزي اکثريت و ائتلاف منفردين جانب‌دار مصدق با فراکسيون [حزب] توده، هسته‌ي مرکزي اقليت مجلس را تشکيل مي‌دادند.

   پيشه‌وري که مجلس را «فرونت» (جبهه‌ي) ديگري براي مبارزه مي‌دانست، مي‌بايست از چنين مجلس پرکشمکشي رأي اعتماد بگيرد.  نصراله سيف پورفاطمي – برادر حسين فاطمي، از نمايندگان وابسته به فراکسيون ميهن، که شخصا با پيشه‌وري سابقه‌ي آشنايي داشته، ضمن يادآوري اين که وي در آن موقع بسيار تنگدست و زندگاني‌اش سخت بود و … « متذکر مي‌شود که او نظر خوبي به حزب توده نداشته »، « با انقلاب هم مخالف بود و از هر جهت با نظر من موافقت داشت که در ايران بايد از ايجاد انقلاب پرهيز کرد و از راه مجلس و روزنامه و شرکت در دولت کارها را اصلاح کرد ». سيف‌پور در عين حال خاطرشان مي کند که « يک مرتبه لحن سخن و گفتار و طرزعمل او] پس از ورودش به مجلس به عنوان نماينده [به کلي عوض شد …] چنان که [با کمال بي‌اعتنايي، حتا به نمايندگان حزب توده بدگويي مي‌کرد] و … مي‌گفت [: «من اين کعبه‌ي ارتجاع را به سر بت‌پرستان خراب خواهم کرد … درحالي که اعتبار نامه اش هنوز از شعبه بيرون نيامده بود، نطق مفصلي عليه ارتجاع و دوره‌ي بيست ساله و ورزا و وکلاي دوره‌ي رضا خاني کرده، همه‌ي دستگاه بيست‌ساله را جاني و خائن و دزد ناميد و اظهار داشت: مردم آذربايجان از ما خواسته‌اند که بناي ديکتاتوري بيست ساله را برسرمسئولين و خائنين و ستم‌کاران آن عصر خراب کرده، از نو شالوده بسازيم …»

   سيف‌پور آن گاه اظهار مي‌دارد که « مخالفت با اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري خيلي محرمانه شکل گرفت. چند نفر از متوليان مجلس از قبيل دکتر طاهري، نماينده‌ي يازده دوره‌ي مجلس از دوره‌ي پنجم تا هفدهم، جز در دوره‌ي هشتم و از کارگردانان مجلس و ليدر فراکسيون ميهن و … [اميرنصرت اسکندري] نماينده‌ي دوره‌هاي ششم تا يازدهم، چهاردهم تا شانزدهم و هجدهم و نوزدهم قانون گذاري از تبريز و…] وچند نماينده‌ي‌ ديگر تبريز[ و … ] محمد ابراهيم اميرتيمور کلالي (نماينده‌ي دوره هاي ششم تا پانزدهم و هجدهم مجلس از خراسان)، علي اقبال [ نماينده‌ي دوره‌هاي هفتم تا پانزدهم مجلس از خراسان و برادر بزرگ منوچهر اقبال] ، علي دشتي [ ليدر فراکسيون مستقل]  و چند نفر ديگر دور هم جمع شده، تصميم گرفتند که بدون سر و صدا کار اعتبارنامه‌ي او را تمام بکنند و…  [چنان نيز کردند]  و براي آن که به مجلس، وصله‌ي مخالفت با شوروي نچسبانند، نام وکيل اول تبريز، حاج زين العابدين[رحيم] زاده‌ي خويي [از بازگانان معروف آذربايجان و موسّس کبريت‌سازي ممتاز تبريز، که از قرار معلوم مورد حمايت حزب توده و اتحاديه هاي محلي نيز بوده] را هم اضافه کرده، اعتبارنامه‌ي او هم رد شد ». ناگفته نماند که اعتبارنامه‌ي رحيم زاده‌ي خويي را در ۱۲ تير ماه ۱۳۲۳،  ده روز پيش از رد اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري رد کرده بودند.

   سيف‌پور فاطمي نوشته‌ي خود را چنين ادامه مي دهد: «صبح روز طرح اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري، دشتي جريان را با من در ميان نهاد. من صريحا گفتم: متأسفانه در اين قسمت با نظر دوستان مجلس هشتم همراه نيستم و به اعتبارنامه رأي خواهم داد. زيرا هيچ دليلي ندارد که ما اعتبارنامه‌ي اسکندري، آرداشس [آوانسيان، از رهبران حزب توده و نماينده‌ي ارامنه و کلداني‌ها] و وکلاي ديگر تبريز را تصويب کنيم، ولي اعتبارنامه‌ي وکلاي اول و دوم را رد کنيم. من … معتقد بودم که او در مجلس ضررش کمتر از بيرون کردن اوست. متأسفانه متولي‌ها گوش به حرف ماها نداده، ميرزا احمد خان [شريعت زاده] نماينده‌ي مجلس در دوره هاي پنجم تا نهم و چهاردهم و پانزدهم از آمل، هم‌چنان که با اعتبارنامه‌ي رحيم زاده‌ي خويي مخالفت کرده بود [، با آن هم مخالفت کرد] و ضمن ايراد دليل اظهار داشت: من هيچ دليلي از لحاظ صلاحيت شخصي عليه نمايندگان تبريز ندارم و تنها دليل من اعتراضاتي است که بر طرز انتخابات تبريز دارم. اين اظهار غيرمنطقي  و احمقانه بود، زيرا اعتبارنامه‌ي ساير وکلاي تبريز تصويب شد.

   محمد ولي ميرزا فرمان‌فرماييان  [برادر نصرت الدوله و مريم فيروز، ملاک و نماينده‌ي دوره‌هاي پنجم تا هفتم و سيزدهم و چهاردهم ازآذربايجان و ليدر فراکسيون آذربايجان در مجلس سيزدهم که در دوره‌ي چهاردهم به آزادي تغير نام داد]  هم در خاطرات خود نوشته است که «نسبت به اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري ،  مورد مخالفت فراکسيون اکثريت مجلس، که رهبري دکتر طاهري يزدي و ملک مدني، که هر دو از کهنه سياسيون مجلس بودند و در تمام ادوار به وکالت منصوب شده بودند، اداره مي شد –  من به طور دوستانه مکرر به آقايان تذکر مي دادم که مصلحت در اين است که پيشه‌وري را در داخل مجلس نگاهداري کنيد. ضررش به مراتب کمتر است. زيرا درمجلس اکثريت کامل در دست شما است و هرگونه حرف و داد و بي دادي پيشه‌وري بدارد، با رأي اکثريت خفه خواهد شد. ولي خارج ازمجلس، اين مرد عصبي و تندمزاج، ايجاد دردسرهايي خواهد نمود. با نظر تنگي و ديد سياسي کوتاه، ازهوس غلبه بر پيشه‌وري دست بردار نشدند و اعتبارنامه‌ي اين شخص رد شد».

   گزارش سفارت انگليس از حوادث نيمه‌ي اول ارديبهشت ۱۳۲۳ ايران نيز حکايت از آن دارد که نامزدان مخالف پيشه‌وري براي بي اعتبار ساختن او از وي به عنوان «زنداني سياسي سابق که جرايمي عليه دولت و ملت مرتکب شده است»، ياد مي کردند و به نخست وزير و مجلس، براي عدم قبول اعتبارنامه‌ي او فشار مي‌آوردند.

   اين کار درزماني صورت گرفت که نزديک به ۶۰ مدير روزنامه، چون ملک الشعراي بهار، عباس مسعودي، بهاءالدين پازارگاد، محمد مسعود، حسين فاطمي، عميدي نوري، ابولقاسم پاينده، اسماعيل پوروالي، احمد دهقان، صادق سرمد، دکتر[رضا] رادمنش، ابولفضل لساني، ايرج اسکندري، رحيم نامور، دکتر[فريدون] کشاورز، [علي اصغر] اميراني، [محمد] پروين گنابادي، [ابولقاسم]  انجوي، [حسينعلي]  مستعان، [حسن ] ارسنجاني، حبيب يغمايي، عبدالرحمان فرامرزي، رضا روستا، [عباس] شاهنده و … خطاب به «  آقايان نمايندگان محترم مجلس شوراي ملي» نوشته بودند:

   « در اين موقع مهم که وحدت کامل بين ملت و مجلس و مطبوعات از لحاظ همکاري در تأمين مصلحت هاي استقلالي نهايت لزوم را دارد، خاطر شريف آقايان را مستحضرمي دارد که: تصويب اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري، نماينده‌ي محبوب آذربايجان و مدير دانشمند روزنامه‌ي آژير، که در مبارزه با ارتجاع سهم بسيار بزرگي دارند، مورد توجه عموم علاقه مندان به اصلاحات مملکتي است. مديران جرايد و نويسندگاني که در ذيل اين ورقه امضا نموده اند،  از نمايندگان صالح و وطن‌پرست خواستارند که با تصويب اعتبارنامه‌ي ايشان علاقه مندي خود را به عالم مطبوعات و آزادي اثبات فرمايند ».

   نظري که نمايندگاني چون سيف‌پور فاطمي و م.و.م. فرمان فرماييان در جريان ردّ اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري درباره‌ي عواقب آن اقدام «متوليان» محافظه‌کار مجلس که غالبا از بقاياي مجلس‌هاي قيام و قعودي رضاشاهي به شمار مي‌آمدند، ابراز داشته بودند،  سياستمداران و نويسندگاني در دوره‌ي حکومت فرقه‌ي دموکرات هم برزبان و قلم آورده اند. به عنوان مثال شيخ‌حسين لنکراني – که سابقه‌ي آشنائي‌اش با پيشه‌وري دست‌کم به فروردين ۱۳۰۱، که متن سخنراني‌اش درعصر نيمه‌ي شعبان ۱۳۴۰، به عنوان يکي از روحانيون اهل سياست، درشماره هاي ۶۰ و۶۱ روزنامه‌ي حقيقت به سردبيري احمد پرويز (پيشه‌وري) نقل گرديده – مي‌رسد، دريکي از جلسات مهرماه ۱۳۲۴ مجلس، خطاب به نمايندگان گفته است: «شما را به خدا اگر پيشه‌وري امروز پيش شما بود، بيش از اين که بيايد، يک نطقي بکند و شايد اجازه بدهند يا ندهند، تأثير ديگر داشت ؟… »

   ناگفته نماند که هيئت تحريريه‌ي آژير انتخاب شيخ حسين لنکراني به نمايندگي دوره‌ي چهاردهم مجلس از اردبيل را « به جبهه‌ي آزادي و عموم آزادي‌خواهان تبريک گفته »، موفقيت او را « که در واقع موفقيت تيپ مترقي و آزادي خواه است »، در ۴ تير ماه ۱۳۲۳ از صميم قلب آرزو کرده اند. شيخ حسين لنکراني در ۱۳۶۸ خ در ۹۷ سالگي در گذشت.

   قوام السطنه هم دراعلاميه‌ي شديد اللحني که در اواخر بهار ۱۳۲۵، براي از ميدان به‌درکردن مخالفان خود، که آن‌ها را « عناصر ارتجاع و نمايندگان تحميلي و منفور» مي‌ناميد وکساني چون علي دشتي وجمال امامي در رأسشان قرار داشتند، صادر کرده، آن ها را مسئول عواقب رد اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري دانسته است:

   « … اگر اين آقايان ذره‌اي وجدان و انصاف داشته باشند، بايد تصديق کنند که تمام مصائب و مشکلاتي که امروز دچار آن هستيم، حاصل اعمال جنايت‌آميز پي‌درپي آن‌ها مي‌باشد. اين‌ها هستند که … بدون هيچ مدرک و دليلي، صرف روي نيّات پليد خود، اعتبار‌نامه‌ي پيشه‌وري و ديگران را رد نمودند و با اين اقدام مغرضانه، تخم کينه را دراين کشور کاشتند … ».

   عبدالرحمان فرامرزي، مدير روزنامه‌ي کيهان هم در مقاله اي تحت عنوان « ميهن در ميان دودسته‌ي خائن، کدام خائن ترند؟ » که در شماره‌ي مورخ ۱۶ مهر ۱۳۲۴  آن روزنامه به چاپ رسيده، در اين خصوص چنين نوشته است :

   « … مي‌گويند آتش اين فتنه را جعفر پيشه‌وري، مدير روزنامه‌ي آژير روشن کرده است. اگر اين راست باشد، جاي گفتگو نيست که پيشه‌وري خائن است و بايد تسليم محکمه و مجازات شود. ولي مجلس چرا اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري و يک وکيل ديگر تبريز را که همه در خوبي او اتفاق داشتند، رد کرد؟ آيا براي اين که آن ها نماينده‌ي ملت نبودند؟ مگر ديگران نماينده‌ي ملت بودند؟ پرونده‌ي پيشه‌وري و خويي از پرونده‌ي وکلاي فارس و بنادر بدتر بود؟ همان طوري که مخبرکميسيون بلند شد و گفت، مصالح عاليه‌ي مملکت اقتضا مي کند که پرونده‌ي انتخابات شيراز با تمام خرابي که دارد، قبول شود. يکي نمي‌توانست مصالح عاليه‌ي مملکت را براي قبول پرونده‌ي تبريز هم شاهد بياورد؟  در جنوب چه مصالحي بود که در شمال نبود؟ آيا جز براي اين بود که وکلاي طرفدار سياست يک طرفي مي‌خواستند اکثريت داشته باشند و مي‌ترسيدند که اگر دو نفر ديگر به وکلاي چپ اضافه شود، ترازوي آن‌ها بچربد؟ … »

   تصويب اعتبارنامه‌ي سيدضياءالدين طباطبائي کودتاگر و مفتخر به جانب‌داري از سياست انگليس در خاورميانه و ايران هم، به رغم مخالفت مستدلي که دکتر مصدق با آن کرد، به پيروي از همان خط مشي حاکم به اکثريت مجلس چهاردهم بوده است.

   ع. فرامرزي، که از جمله‌ي نزديک به ۶۰ مدير روزنامه بود که هنگام طرح اعتبارنامه‌ي پيشه‌وري در مجلس خواستار تصويب آن شده بودند، در پيامي هم که در اواخر آبان ۱۳۲۴ به پيشه‌وري داده،  باز از ستم هائي که بر وي رفته بود، سخن گفته است: « … شما بعد از آن که با معجزه‌ي بيستم شريور [۱۳۲۰] ازمحبس نجات يافتيد، رفتيد و کانديداي وکالت تبريز شديد، هنگامي که شما درتبريز براي انتخاب خود فعاليت مي‌کرديد، اين تيپ مرتجعي که از پيروزي امثال شما مي‌ترسيدند، مواظب شما بودند. روزي که شروع به خواندن صندوق آراي تبريز کردند و تلگرامي نتيجه‌ي آن را خبر مي دادند، مرتجعين تهران با دقت صورت آن را نگاه مي کردند که ببينند شما چند رأي داريد و تيپ خودشان چند رأي مي آورند. شما وکيل اول [دوم] شديد وحتما خوش‌حال بوديد که با اکثريت آراي مردم تبريز به مجلس خواهيد آمد و در مجلس بسياري از دردهاي دروني مردم را خواهيد گفت، مرتجعين نيز اين را مي دانستند و بدين جهت قبل از اين که شما وارد تهران بشويد، نقشه‌ي جلوگيري از شما را تهيه ديده بودند، و آن اين بود که تمام زحمات شما را با تکان نخوردن از روي صندلي خود به باد بدهند. شما به مجلس آمديد، اعتبارنامه‌ي شما مطرح شد، تمام فعاليتي که ارباب جرايد و عناصر آزادي خواه تهران کرده بودند، به هدر رفت، غلامان سياست يک طرفي از جاي خود تکان نخوردند و اعتبارنامه‌ي شما رد شد.

   براي اين که خلطي در تاريخ نشود، من نمي‌خواهم بگويم شما وکيل طبيعي تبريز بوديد، ولي درهرحال انتخاب شما از انتخاب هيچ يک از آن‌هائي که شما را رد کردند، بدتر نبود.  آن‌ها شما را براي اين رد نکردند که وکيل طبيعي نبوده ايد، بلکه براي اين رد کردند که ترسيدند دراين بناي شومي که براي بدبختي و ذلت واسارت ملت ايران پي افکنده اند، رخنه اي وارد آيد. براي اين که ترسيدند درسياست چپ و راست تعادلي حاصل شود. براي اين که به شما بفهمانند که شما اگرچه از زندان قصر نجات يا فته‌ايد، آزاد نشده ايد. شما هر جا برويد، در زندانيد، کوه‌هايي که دور ايران کشيده شده، ديوار محبس امثال شماست … »

   ع. فرامرزي پيام خود را با اين جملات به پايان رسانده است: « آقاي پيشه‌وري! من شما را دوست مي دارم، براي اين که مردي آزادي خواه و نويسنده‌ي شيرين قلمي هستيد. اين نهضت شما را نيز چون به نام دموکراسي کرده‌ايد، دوست دارم، ولي ايران را بيش از شما و بيش از دموکراسي دست دارم … »

   پيشه‌وري هم پاسخ روزنامه‌ي کيهان را در روزنامه آذربايجان داد: « … نهضتي را که درآذربايجان به وجود آمده، پيشه‌وري به وجود نياورده است. اين نهضت اثر فريادي است که ازاعماق قلب و روح اين ملت برخاسته است … اشتباه … نويسنده‌ي کيهان در اين است که او دخالت و فعاليت پيشه‌وري را در نهضت دموکراسي آذربايجان عکس‌العمل خيانت‌هاي مرتجعين در حق شخص خود پيشه‌وري دانسته است. اين تحقير نمودن من است … من زندان يازده ساله‌ي پهلوي و رد اعتبارنامه‌ام را خيلي پيش [از اين] از ياد برده و فراموش کرده ام … آزادي خواهان ظاهري مي‌خواهند مبارزه‌ي ملي ما را جنبه‌ي شخصي بدهند. مبارزه‌ي ما مبارزه شخصي نيست و ازهيچ کس نمي خواهيم انتقام شخصي بکشيم. در سياست نمي شود با انتقام شخصي مشغول شد … »

با اين همه، اگر اعتبارنامه‌ي مورد بحث در ۲۲ تير ۱۳۲۳ رد نشده بود، احيانا رويدادهاي بين ۲۱ آذر ۱۳۲۴ و ۲۱ آذر ۱۳۲۵ و پيامدهاي آن‌ها هم بدان صورت که در تاريخ معاصر ايران درج گرديده، صورت نمي‌گرفت.

   چنين به نظر مي‌رسد که ستم‌هايي که عبدالرحمن فرامرزي به شمه‌اي از آن ها اشاره کرده، فراتر از يک تصفيه حساب شخصي بوده باشند، بلکه جلوه‌اي از سياست اختناق و سرکوبي بودند که زمينه ساز ناخشنودي فراگيري مي‌شدند که هر از گاهي به بهانه‌هايي در اينجا و آنجا با شرکت ستمديدگان سرريز مي‌کرده است. اگر سياست در عصرپهلوي ها بر مداري پذيرفتني مي‌گرديد، چنان انفجارهايي زمينه‌ي ظهور پيدا نمي‌کردند تا بيگانگان فرصت بهره‌جويي از آن ها را مغتنم شمارند.

  • نویسنده : رحیم رئیس نیا