تبریز مهد عکاسی
تبریز مهد عکاسی

افخم ابراهیمی / روزنامه نگار چیزی حدود ۱۶۵ سال از ورود عکاسی به ایران می گذرد. نزدیک به ۲۰۰ سال از زمانی که مردم عکس را سحر و جادو می دانستند و تصاویر را آیینه حافظه دار می نامیدند می گذرد. با این وجود عکس در کنار توسعه و پیشرفت فن آوری ها همچنان جایگاه […]

افخم ابراهیمی / روزنامه نگار

چیزی حدود ۱۶۵ سال از ورود عکاسی به ایران می گذرد. نزدیک به ۲۰۰ سال از زمانی که مردم عکس را سحر و جادو می دانستند و تصاویر را آیینه حافظه دار می نامیدند می گذرد. با این وجود عکس در کنار توسعه و پیشرفت فن آوری ها همچنان جایگاه خود را برای ثبت خاطره، یادها و لحظه ها حفظ نموده است.
مطالعه کوتاه در سیر تاریخ عکاسی نشان می دهد که ایرانی ها شاید مبدع این اختراع نبوده اند ولی به فاصله کوتاهی از اختراع آن ورود عکس و عکاسی را شاهد بودند.
این بار هم نام تبریز شهر اولین ها به عنوان آغازگر عکاسی در ایران به چشم می خورد. عکاسی در ایران مانند سایر پدیده های مدرنیته در دوره قاجار آغاز گردیده و آذربایجان و بخصوص شهر ولیعهد نشین تبریز که مقر ولیعهدهای جوان قاجار بود زودتر توانست به این هنر دست یابد.
شاهزاده ملک قاسم میرزا بنا به شهادت تاریخ آغازگر این هنر در ایران و تبریز بود و از این شهر به سایر نقاط ایران اشاعه یافته است. وی پسر بیست و چهارم فتحعلی شاه قاجار بود که در ۱۲۲۲ هـ. ق به دنیا آمد. از دانسته ها چنان برمی آید که نخستین ایرانی پس از ریشارخان و یا همزمان با او دوربین عکاسی در دست گرفته و به شیوه داگرئوتیب در تبریز عکاسی کرده، شاهزاده ملک قاسم میرزاست. وی که فردی خلاق و مبتکر و علاقه مند به یادگیری علوم جدید بوده است، زبان های فرانسه، انگلیسی و روسی و عربی و هندی و تورکی را به خوبی آموخته بود.
این شاهزاده پس از رسیدن به بلوغ به آذربایجان رفته و در دستگاه حکومتی برادرش عباس میرزا نایب السلطنه وارد شده و از سوی او به حکومت شهرها و ولایت های کوچک آذربایجان گماشته شده است. پس از درگذشت محمدشاه در سال ۱۳۶۴ هـ. ق میرزا تقی خان فراهانی امیرنظام مقدمات جلوس و حرکت ناصرالدین شاه کم سن و سال را از تبریز به تهران فراهم آورد. وی هنگام حرکت از تبریز به سوی تهران به علت آشنایی که با روحیه و علم و ترقی خواهی ملک قاسم میرزا داشت با درخواست شاه جوان او را به فرماندهی آذربایجان برگماشت. حکومت وی به دلیل اغتشاشات و شورش ها سال های نخستین پادشاهی ناصرالدین شاه با دشواری روبرو بود.
در سال ۱۲۶۵ هـ. ق ملک قاسم میرزا از حکومت آذربایجان عزل شده و راهی تهران شد. تابستان و اوایل پاییز همان سال در اردوکشی ناصرالدین شاه به ییلاق جاجرود از همراهان شاه بود و در آنجا از سراپرده شاه و پیشخدمت و زنان حرم عکس گرفته و شش ماه بعد آنها را به شکل آلبومی در ۱۲۶۶ هـ. ق تقدیم ناصرالدین شاه کرده است. ملک قاسم میرزا در ۱۲۷۷ هـ. ق چشم از جهان فرو بست. نخستین نوشته درباره عکاسی را نیز ملک قاسم میرزا نوشته است. این اثر که کتاب فوتوگرافی نام دارد، به زبان فارسی در ۱۴ صفحه به چاپ رسیده است.
از دیگر عکاسان تبریز در آن دوره، یعقوب میرزا ۱۲۵۳ هـ. ق عکاسباشی ولیعهد و مدیر عکاسخانه مبارکه سرکاری در تبریز بود که به جای مهر که عکاسان در پشت عکس های خود می زدند برچسب کوچک از خود در پشت دوربین و سه پایه عکاسی به نام و نشان و تاریخ ساخته بود که به پشت عکس ها می چسباند. از عکاسان دیگر در دوره ولیعهدی مظفرالدین شاه، منوچهر خان می باشد. یکی دیگر از عکاسان دوره قاجاریه آقایانس از عکاسان ارمنی اواخر عهد ناصری و اوایل سلطنت مظفرالدین شاه است. آقایانس با شراکت شخصی به نام «آ. میسو» و دیگران عکاسخانه ای در شهر دایر کرده بود. در زیر عکس هایش اغلب به فرانسه و خط لاتین نوشته شده است.
از عکاسان دیگر دوره قاجاریه «اصلان هایراپتیان» می باشد که در سال ۱۲۶۷ هـ. ق در کرانه رود ارس چشم به جهان گشود و سپس به تبریز آمده است. دیگری استیپان استیپانیان می باشد که در اوایل دوره مشروطه عکس های زیادی برداشته و آن عکس ها از دوران مشروطه که توسط او برداشته شده به یادگار مانده است. از عکاسان دیگر کوستایناسی و تورگومیانس هر دو آنها نیز از عکاسان دوره قاجاریه در تبریز بودند و دیگران حاجی آقاخان، یوسف خان هوسپانس عکاس مخصوص ولیعهد محمد حسن میرزا، میر مصور، ملیک و سقاینان از عکاسان آن زمان بودند.
برگزار کننده نخستین نمایشگاه عکس در ایران و مبدع عکس رنگی نیز یک هنرمند تبریزی به نام حمید قندریز بوده است. وی اولین نمایشگاه عکس در کشور را در سال ۱۳۴۵ برپا کرد. هنوز هم نام بسیاری از خط آذربایجان به عنوان عکاسان مطرح ایران و جهان برده می شود که تلاش های چشم گیری در اعتلای این هنر داشته اند. هادی شفائیه، رضا دقتی، حسن سربخشیان و اسماعیل عباسی به عنوان مشتی از این این خروار هستند.
اما نگاه به تبریز امروز نیز شاهدی بر این مدعاست که این شهر با تمام کاستی ها و خلاء ها حرکت رو به رشدی را تجربه می کند، تا تبریز به جایگاه و اعتبار سال های گذشته خود در هنر عکاسی دست یابد. هرچند ورود سیل آسای تکنولوژی های نوین عکاسی را از یک هنر خلاق به دم دست ترین کار تبدیل کرده که هدفی جز ثبت لحظه به هر شکل ممکن ندارد و از سوی دیگر بذل و بخشش های نامعقول برخی از مسئولین در طی دوران تصدی شان علاوه بر از بین بردن آرشیو غنی عکاسان شهر و خانواده آنها در برخی مواقع به خارج از استان و حتی کشور منتقل شده اند. آنهم به گونه ای که اگر حافظه وارثان معنوی و قدیمی ترها نبود شاید هیچکس از وجود آنها آگاهی نمی یافت. بسیاری از عکس های منتشر نشده مرتبط با آذربایجان در موزه های دنیا نگهداری می شود. کاخ گلستان تهران هم سال هاست میزبان میراثی بود که وارثان آن خبری از آن نداشته اند. ابراهیم پور حسین خونیق مجموعه داری است که عکس های قدیمی و بکر از آذربایجان را از گوشه و کنار دنیا جمع می کند تا تاریخ این دیار را مستند و زنده نگه دارد. به گفته وی هیچکس تا به امروز سراغ این گنجینه نرفته بود حال آنکه عکس های موجود در آرشیو کاخ گلستان می تواند بخش تازه ای از تاریخ آذربایجان را بنمایاند.
وی ۳۸ سال دارد و از سال ۱۳۷۵ کار جمع آوری عکس ها را آغاز کرده است و هزاران عکس در آرشیوش جای گرفته است او معتقد است: «عکس ها گواه پیشینه، بافت و تاریخ یک ملت و سرزمین هستند و آنها بازگو کننده حقایقی هستند که شاید تحریف شده و یا از خاطره ها زدوده شده باشد.»
پورحسین به عکاسان جوان توصیه می کند تا دنبال سوژه هایی باشند که نگاه و حرف تازه ای داشته باشند. وی تاکید می کند: «لازمه نگهداری و حفاظت از آینده اطلاع از گذشته خود و ملت است. جامعه ای که از تاریخ خود اطلاع داشته باشد می تواند راه آینده را به درستی در پیش گیرد.»
قدیمی ترین عکس آرشیو او، عکسی از دورنمای تبریز است که ۱۵۸ سال پیش گرفته شده و مهر ناصرالدین شاه پای آن زده شده است. او یادی از قدیمی های هنر عکاسی در تبریز می کند که بیشترشان در قید حیات نیستند.
رحمان قبه زرین یکی دیگر از آن قدیمی هاست که متولد ۱۳۲۶ بوده و ۴۸ سال است که عکاسی می کند. خودش را عکاس پرتره معرفی می کند. او برادر محمود قبه زرین استاد بزرگ تئاتر و نمایش نامه نویس شهرمان است و البته به واسطه برادرش و درس های عملی او عکاسی را به طور ابتدایی انجام می داده است. او بعدها با کارآموزی زیر نظر اساتید در عکاسخانه ها مراحل این کار را به خوبی فرا گرفت. عکاسی سعدین و استاد احمد سعدی نقطه پیشرفت او بود که رحمان قبه زرین با روزی یک تومن نزد او کارآموزی کرده است. او در این باره می گوید: «آنقدر عکس دستی چاپ می شد که مجبور بودیم از صبح زود تا بعد از ظهر در تاریکخانه باشیم».
قبه زرین نورپردازی را مهمترین بخش عکاسی می داند و او این فن را از جمشید علوی آموخته است. مغازه کوچک وی دیوار به دیوار مجتمع تجاری ارک است و سابق بر این متعلق به استاد مرحوم ترابی طباطبایی پدر سکه شناسی و اسماعیل پشت پناه بود که بعدها آن را به ۱۶ هزار تومان از آنها خریده است.
به نظرش در زمان حاضر عکاسی دیگر ارزش و جایگاه سابق را ندارد. اصلیترین دلیلش هم این می تواند باشد که از تخصص فاصله گرفته است. خیلی ها دنبال پولسازی هستند. ژان بران، و استاد نخجوانی از قدیمی هایی هستند که امروز دیگر در بین ما نیستند و چه بسا نسل جوان امروز از شناخت نام و یاد آنها غافل مانده است. به نظرش عکاس باید با مدل عکس ارتباط روحی برقرار کند. وی که زمانی عکاس مخصوص اداره فرهنگ و هنر بوده از آن زمان و استقبال مردم از عکس کسی ابراز خرسندی می کند و در ادامه می گوید: «آن زمان ها همه چیز با دست بود. مواد به کار رفته حاوی اسید و سیانور بود و خیلی پس از کار با آنها نسبت به آن حساسیت پیدا می کردند.
الان همه چیز آسان تر شده است. ولی تشویقی در کار نیست برای همین هم عکاسی وضعیت چندان مناسبی ندارد».
محمدعلی جدیدالاسلام متولد ۱۳۳۱ است و از سال ۱۳۴۳ عکاسی را در یک تابستان گرم شروع کرده است. احمد کیابخت استادی بود که پدر محمد علی فرزندش را با در نظر گرفتن علاقه مندی به عکاسی به او سپرده بود. صاحب بزرگترین کلکسیون دوربین های قدیمی تبریز در این باره می گوید: «با پول هایی که جمع کرده بودم، اولین دوربینم را خریدم و همان موقع اولین عکس را گرفتم از آن تاریخ به بعد همه تابستان ها را صرف عکاسی می کردم».
علی اسماعیل پور، ابراهیم منشی زاده، حاج احمد سعدین و استاد نخجوانی و خیلی از قدیمی های دیگر اساتید و راهنمای او بودند که بیشترشان در قید حیات نیستند. او که بیش از ۷۰۰ دوربین عکاسی را در مجموعه خود دارد به تاریخ عکاسی تبریز اشاره می کند و از اینکه اسناد و مدارک و مستندات این میزان سابقه در طول تاریخ به دلایل متعدد نابود و یا منتقل شده و هیچ مسئولی هم خود را متعهد به ممانعت از این کار ندانسته است، ابراز تاسف می کند و معتقد است این اتفاق موجب گردیده تا برخی به خود اجازه دهند تا سعی در تحریف این بخش از تاریخ عکاسی ایران داشته باشند و مهد عکاسی را جایی غیر از تبریز معرفی کنند.
عضو شورای سیاست گذاری دومین جشنواره عکس فیروزه که پنج سال قبل برای اولین بار طرح راه اندازی موزه عکاسی در تبریز را به سازمان میراث فرهنگی ارائه کرده و تاکنون هیچ جوابی نگرفته است، می گوید: «راه اندازی موزه عکاسی برای این شهر که خواستگاه هنر عکاسی بوده ضروری است و مسئولین باید به حرکت های فرهنگی بها داده و تلاش خود را برای تقویت تعاملات و ارتباط آفرینی بین ارگان های مرتبط به کار گیرند». به نظر استاد جدیدالاسلام دلیل ماندگاری و روح داشتن عکس های قدیمی در نحوه گرفتن عکس بوده است. هرچند آن زمان ها عکس ها وضوح عکس های حال را نداشتند ولی عکس ها با احساس گرفته می شد. سعی می کردند تا جیاگاه و مقام و شخصیت سوژه را تمام و کمال در عکس نشان دهند. اما در شرایط فعلی یک دوربین دیجیتال همه کارها را می کند، هیچ دلهره ای شیرینی تا زمان ظهور عکس وجود ندارد. در نتیجه لذت زیادی در عکس و عکاس ایجاد نمی شود. در کنار همه این موارد او معتقد است عکس ها سند زنده تاریخ هستند و روی همین حساب اهتمام جدی خود را برای جمع آوری عکس های قدیمی جزم کرده است. وی در این باره می گوید: «خودم را موظف به جمع آوری و نگهداری تاریخ برای آیندگان می دانم و دیگر همکاران و حتی خانواده های آنها را به این کار تشویق می کنم».
رییس انجمن هنر عکاسی استان میان صحبت هایش به افتخار آفرینی عکاسان شهیر تبریزی در اقصی نقاط کشور و جهان، گریزی می زند و می گوید: «رضا دقتی، حسن سربخشیان، اسماعیل عباسی و خیلی های دیگر از همین خاک برخاسته اند ولی عواملی بوده که موجب شود بستر برای پرورش امثال آنها کمتر مساعد باشد».
او سخت بر این نکته تاکید می کند که گاهی اولین بودن آنقدرها مهم نیست؛ بلکه نگهداری و حفاظت از این عنوان با ارزشتر است. به باور وی صورت گرفتن حرکت های موازی از سوی ارگان های مختلف موجب شده تا این هنر متولی مشخص و معینی نداشته باشد و در نتیجه در برخی مواقع سطح کیفی کارها و فعالیت ها پایین آید. عکاس با سابقه تبریزی از تلاش جدی خود بر اعتلای هنر عکاسی تبریز و رساندن آن به نقطه ای که در شان نام آذربایجان و شهر اولین هاست، خبر داد و افزود: «من به آینده بسیار امیدوارم چون حرکت های خوبی آغاز شده است و تا چند سال آینده رشد فزاینده ای در عکاسی استان رخ خواهد داد که دلیل این مدعا آغاز فعالیت های قابل توجه نظیر جشنواره ها و تقویت انجمن های عکاسی و عکاس های فوق العاده ایست که امروز از عکاسان جوان می بینیم».